تبليغاتX
 برای تمام کسایی که عاشق اند
شعر شاعران

 

 

 

 

     

بچها سلام ..........  توی اپ جدیدم  فقط اومدم یک چیزو بگم 

 

بچها من به عشقم رسیدم

 

اره ........... به عشقم ...... درست شنیدی

خیلی دوستش دارم ....... خیلی زیاد .......... به اندازهی تمام  ستاره ی اسمون

دوستش دارم  .......... یک چیزی بگم باورت نمیشه ....... هنوز نه دیدمش نه صداشو

شنیدم ....... ولی احساس میکنم که همیشه کنارمه ........ هیچ وقت منو تنها نمیزاره

من همیشه به یادشم  ......... دوست دارم که اونم این جوری باشه

برای تو نوشتم ...... ؟؟؟؟؟ گل هستی بخش من ....... خیلی مواظب خودت باش

 

     .

سلام به تو .... خود تو ..... مهربون من  

------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

فقط برای تو نوشتم

-----------------------------------------------------------------------------------

 
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته...
 
 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

-----------------------------------

<<به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیره>

اینم برای همه ی کسایی که منتظر اپ جدیدم بودن(بعضی ها رو خودم نوشتم)برای بهترین دوستام

------------------------------------------------------------------

  ******************************************  

پدرم گفت: عاشقی یک شب است و هزار شب پشیمانی      

  حالا پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبودم                    

**********************************                       

یه روز عشقت رو دزدیدم و برای اینکه جاش امن باشه    

 اونو تو قلبم قایم کردم اما                                    نمی   دونستم...                        

یه روز تو برای اینکه اونو پس گیریش قلبمو میشکند       

***************************************                

   وقتی داشتی میرفتی من فقط داشتم نگات میکردم           

   چون واسه گریه کردن یه عمر وقت داشتم                 

           اما برای دیدن تو......                             

*************************************                  

      میدونی بین انگشتا چرا فاصله هست؟                   

برای اینکه این فاصله یه روزی با دست دیگری پر میشه   

 *************************************                 

  واسه شکستن دل یه نفر فقط یه لحظه وقت می خوای     

اما واسه اینکه از دلش در بیاری شاید هیچ وقت فرصت نباشه

   هیچ کس لیاقت اشکهای تو رو نداره                      

 و کسی که چنین ارزشی داره باعث اشک ریختن تو نمی شه

**************************************               

     شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان                  

      که نیمه راه بیابان شوق واماندم                       

 ************************************                

           کاش میدانستم چیست؟                            

       آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست           

****************************************             

   مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم                

مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

     ***************************************    

                                                                                

----------------------((راستی من همیشه به یاد تو هستم (تو چی؟؟))------------------
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:34  توسط پیمان  | 

دلم می خاد این داستان رو تا اخر بخونی

 
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از

هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند

تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را

نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام

شکسپير بر مي خورند: (( عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال

تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده ))

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:30  توسط پیمان  | 

 

 

مواظب چشمام باش:

 
يه پسر بود که يه دوست دخترکور داشت. يه روز دختره به پسره گفت

اگه يه جفت چشم داشتم براي هميشه پيشت ميموندم. يه نفر پيدا شد و

چشماشو داد به دختره . دختره وقتي ديد پسره هم نابيناست به اون گفت

برو ديگه نميخوامت. پسره وقتي داشت ميرفت با اشک به دختره گفت :

مواظب چشماي من باش

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:31  توسط پیمان  | 

 

عشق من سلام

 

 

تنهــــــــایی خیلی سخـتـــــه وقتی چشام به راهه وقتیکه شب سیاهه وقتی بدونه ماهه

 

تنهــــــــــایی خیلی تلخـــه وقتی که بی تو هستم تنها می مونه دستم با این دل شکستم

 

تنهـــــــــــــایی خیلی درده  اگه  نیای تو خوابم وقتی تو اضطرابم  تو هم ندی جوابم

 

تنهــــــــــایی خیلی ســـــــــرده وقتی  پیشم نباشی آتیشم  نباشی بیدارمیشم ببینم نباشی

 

تنهــــــــایی خیلی سردمــــــــــــــــــــــــــه.

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:57  توسط پیمان  | 

 

 

دختر پرسيد : آيا من قشنگ هستم ؟ پسر گفت ؟ نه ..... دختر گفت : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني‌؟ گفت :‌نه ! سپس پرسيد :‌اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد :‌نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت :‌تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو

 روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 16:12  توسط پیمان  | 

 

بارها خواستم رازی زا که مدتها در دل نگه داشته بودم برایت فاش کنم

می خواستم بگویم که چقدر دوستت دارم

 اما نتوانستم هر بار که از کنارت می گذشتم

آرزو می کردم که این لحظه را از چشمان عاشق من بفهمی و بخوانی

اما افسوس که تو بی اعتنایی کردیو حالا قلم به دست گرفتم

تا برایت بنویسم که چقدر ................!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

به امید نگاهت ایستادن

به روی شانه هایت سر نهادن

مرا خوشتر از اینها آرزوئیست

دهان کو چکت را بوسه دادن

 

 

گفتی که به احترام دل باران شو

                                       باران شدم و به روی گل خندیدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

                                       از عشق تو گو نه های او بوسیدم

گفتی که به احترام من عاشق شو

                                      عاشق شدم و به روی عشق خندیدم

گفتی که برای لحظه ای باران شو

                                      باران شدم و تو را به دریا دیدم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 21:30  توسط پیمان  | 

 


Javascripts


*
*
*
*
*
*
*





Powered by WebGozar